تبليغاتX
دوست داران لامرد -
به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني
 

تقدیم به آنکس که  نامش هستی من

وجودش زندگی،من و یادش پر کننده لحظه های تنهایی من است

باتو همه ی رنگهای این سرزمین رو آشنا  می بینم.

آنقدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب

یا به ساحل می رسم یا غرق دریا می شوم.

اي کاش مي توانستم نشان دهم،
که تا کجا  دوستت دارم 
هميشه در جستجو هستم،
اما نميتوانم راهي بيابم
به آن آني در تو عاشقم،
که تنها خود کاشف آنم
آني فراتر از تويي که دنيا مي شنا سد،
و تحسين مي کند
آني که تنها وتنها از آن من است.
آني که هرگز رنگ نمي بازد،
وآني که هرگز نمي توانم عشق از او بر گيرم

مهربانم شب یلدات مبارک

گرچه از وقتی  که با نگاه مهربانت آشنا شدم

همه شبهای انتظار من شب یلداست

و این انتظار برای من شیرینه

همه شبهام شب یلداست تا تویی ستاره من

کاش میشد حریم چشمات بشه آشیانه من

کاش میشد ستاره هر شب خواب چشمات و ببینم

وقتی دلگیرم و تنها دستای تو رو بگیرم

لحظه های بی تو مث شب بی ستاره تاره

به خدا چشمای خیسم دوباره هواتو کرده

به خدا ترسی ندارم با تو از شب و سیاهی

میدونم یه روز ستاره با خودت عشق و میاری

آره با تو همه شبهام شب یلداست

دوستت دارم

خیلی مواظب خودت باش

يك قلب عاشق با يك احساس بي قرار فقط مي خواد بهت بگه

 دوست داره

باورش کن

|+| نوشته شده توسط منصور صفری در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386  |
 
 
بالا